عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط هوش سازمانی با عملکرد کارکنان بانک ملی ایران اداره امور شعب جنوب تهران

. هوش اجتماعی: به توانایی­های فردی که ایجاد روابط اجتماعی مناسب را میسر می­سازد اطلاق می­گردد (ثرندایک، 1936؛231).

  • هوش از دیدگاه چارلز اسپیرمن: چارلز اسپیرمن (1863-1945) روانشناس انگلیسی به تشریح مفهومی هوش پرداخته می باشد که آن را هوش عمومی با عامل نامیده می باشد. او پس از مطالعه تعدادی از آزمون‌های استعداد روانی متوجه گردید که امتیاز این آزمون­ها به نحو قابل ملاحظه­ای به یکدیگر شبیه هستند. کسانی که نمره خوبی در یک آزمون شناختی کسب کرده‌اند در سایر آزمون­ها نیز نتایج خوبی به دست آورده­اند و بر عکس. اسپیرمن نتیجه گیری نمود که هوش یک قابلیت شناختی عمومی می باشد که قابل ارزیابی و کمی شدن می­باشد (اتکینسون، 1384؛83).
  • هوش از دیدگاه بینه، سیمون: بینه، سیمون (1916) هوش را قضاوت، عقل سلیم، شعور علمی، ابتکار، استعداد، انطباق خود با جایگاه­های مختلف، به خوبی قضاوت کردن، به خوبی درک کردن، به خوبی استدلال کردن، قضاوت درست در برخورد با مسائل تلقی می‌کنند، روانشناسان دیگر هوش را توانایی تفکر انتزاعی، توانایی یادگیری، استعداد حل مسأله یا توانایی سازگاری با جایگاه­های جدید می­دانند (بینه و سیمون، 1916؛36).
  • هوش از دیدگاه رابرت استرنبرگ: استرنبرگ (1980) روانشناس معروف، هوش را به این شکل تعریف می­کند: هوش عبارتست از فعالیت ذهنی در جهت انطباق با محیط واقعی مربوط به زندگی شخص یا انتخاب و شکل دهی آن. با وجودی که او با گاردنر موافق می باشد که هوش، بسیار فراتر از یک قابلیت منفرد و عمومی می باشد اما عقیده دارد که بعضی از انواع هوش­های گاردنر بهتر می باشد به عنوان استعداد­های فردی در نظر گرفته شوند. آن چیز که استرنبرگ هوش موفق نامیده، از سه عامل متفاوت تشکیل شده می باشد:

الف. هوش تحلیلی: این مولفه به قابلیت­های حل مساله تصریح می­کند.

ب. هوش مولد: این جنبه از هوش قابلیت برخورد با شرایط جدید با بهره گیری از تجربیات گذشته مهارت‌های فعلی می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

پ. هوش عملی: این عنصر به قابلیت انطباق و وفق پذیری با یک محیط در حال تغییر تصریح می­کند (استرنبرگ و همکاران، 2000).

استرنبرگ که نظریه خود را در دهه 80 میلادی مطرح کرده به اجزای عملیاتی و اجزای کسب معلومات در هوش تصریح می­کند و بر این اساس وی نیز هوش را انواع هوش کلامی، هوش کاربردی و هوش اجتماعی تقسیم می­کند.

الف. هوش کلامی: در این نوع هوش فرد به سرعت مطلب را میخواند و می­فهمد و در سخن گویی، واژگان بیشتر و دقیقتر به کار می­برد.

ب. هوش کاربردی: با بهره گیری از این نوع هوش، فرد هوشمند جایگاه‌ها را خوب مطالعه می­کند و مسائل خود را به نحو مطلوب و موفقیت­آمیز حل می­کند.

پ. هوش اجتماعی: فرد هوشمند با این نوع از هوش، افراد را آن کونه که هست می­پذیرد، پیش از سخن گفتن می­اندیشد و رفتار و کردارش با سنجیدگی و ژرف نگری همراه می باشد (استرنبرگ، 1999؛781).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

1.تعیین ارتباط بین تفکر استراتژیک کارکنان و عملکرد آنان در بانک ملی ایران.

2- تعیین ارتباط بین سرنوشت مشترک کارکنان و عملکرد آنان در بانک ملی ایران.

3- تعیین ارتباط بین میل به تغییر کارکنان و عملکردآنان در بانک ملی ایران.

4- تعیین ارتباط بین روحیه کارکنان و عملکرد آنان در بانک ملی ایران.

5- تعیین ارتباط بین اتحاد و توافق کارکنان و عملکرد آنان در بانک ملی ایران.

6- تعیین ارتباط بین کاربرد دانش کارکنان و عملکرد آنان در بانک ملی ایران.

7- تعیین ارتباط بین فشار عملکرد کارکنان و عملکرد آنان در بانک ملی ایران.

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  مطالعه ارتباط هوش سازمانی با عملکرد کارکنان بانک ملی ایران اداره امور شعب جنوب تهران با فرمت ورد