مطالعه ارتباط ی بین سرمایه ی فکری وفرهنگ سازمانی دربانک مسکن شعب جنوب غرب  تهران

مدل چن، ژو و کی

در سال 2004، چن، ژو و کی، مدل جدیدی را برای اندازه‌گیری سرمایه فکری بر اساس مطالعات گذشته بالاخص مدل هدایتگر اسکاندیا ارائه نمودند (چن، ژو و کی، 2004). با وجود این‌که مطالعات گذشته تأکید بسیار زیادی را روی مجموعه‌ای از سنجه‌های مالی داشته‌اند، هدف اصلی از مدل جدید، محاسبه ارزش مالی سازمان نمی‌باشد. به علاوه، خصوصیت ناملموس بودن سرمایه فکری سبب شده‌می باشد که نتوان آن‌را با متغییرهای صرفاً اقتصادی اندازه‌گیری نمود. اهمیت این مدل جدید در توانایی ارائه اطلاعات به موقع و ضروری به مدیران سازمان به مقصود اصلاح استراتژی‌های مدیریت سرمایه فکری مطابق با شرایط خاص، کسب و بهره گیری کامل از دانش و به دست آوردن مزیت‌های رقابتی بلندمدت نهفته می باشد. پس، این مدل بر ارزیابی شاخص‌ها و طریقه سرمایه فکری به جای محاسبه ارزش اقتصادی آن تأکید دارد.

اولین قدم در ایجاد این مدل اندازه‌گیری، تعریف ساختار سرمایه فکری می باشد. در این مدل، سرمایه فکری به 4 مولفه سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه نوآوری و سرمایه مشتری همانند شکل شماره 2-9 تقسیم‌بندی شده‌می باشد. (رمضان، مجید،1390،  147)

دانش، مهارت، توانایی و منش و رفتار کارکنان در ارتباط با بهبود عملکردهای مورد انتظار مشتریان و سودآور برای سازمان تصریح دارد. سرمایه ساختاری، سرمایه نوآوری و سرمایه مشتری به‌گونه‌ای وابسته به سرمایه انسانی می‌باشند. سرمایه انسانی می‌تواند از طریق تبدیل 3 سرمایه دیگر، دانش را به ارزش بازاری تبدیل کند. سرمایه انسانی تبدیل کننده دانش و اطلاعات غیرمادی به منافع و خروجی مادی می باشد، پس می‌تواند مشخص کننده شکل عملیاتی 3 سرمایه دیگر باشد. سرمایه ساختاری در ارتباط با مکانیسم‌ها و ساختار یک سازمان که کمک‌کننده کارکنان برای عملکرد بهینه فکری و در نتیجه عملکرد بهینه کلی سازمان می باشد، می‌باشد. سرمایه ساختاری در ارتباط با سرمایه انسانی می باشد، زیرا سرمایه انسانی عامل تعیین‌کننده شکل سازمان می باشد .سرمایه ساختاری و انسانی، سازمان ‌را در شکل‌دهی، توسعه و بهره گیری از سرمایه نوآوری و مشتری به شکل متناسب توانا می‌سازند.

در محیط اقتصادی جدید، نوآوری عامل کلیدی یک سازمان برای نگهداری مزیت‌های رقابتی بلندمدت می باشد. رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه به جای سرمایه‌گذاری، وابسته به نوآوری می باشد .پس نوآوری نه تنها در ارتباط با سرمایه ساختاری می باشد، بلکه به‌عنوان یک واقعیت، رابط محوری سرمایه فکری می باشد. نوآوری خود به خود به وجودنمی‌آید زیرا ایجاد و توسعه آن بر اساس تأثیرات مشترک سرمایه ساختاری و انسانی می باشد .نوآوری تنها توسط ترکیبی از کارکنان ممتاز، مقررات معقولانه، فرهنگ و تکنیک بدست می‌آید. سرمایه نوآوری نیروى محرک رشد سرمایه مشتری می باشد. چرخه حیات محصولات کوتاه و کوتاه‌تر شده‌می باشد و پس سازمان در صورتی می‌تواند در رقابت با سایرین به حیات خود ادامه دهد که پیوسته با ایجاد نوآوری و تولید محصولات جدید، پاسخگوی تقاضای روز افزون مشتریان باشد.

سرمایه مشتری به‌عنوان پل و کاتالیزور عملکردهای سرمایه فکری اقدام می‌نماید و لازمه اصلی و عامل تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری و در نتیجه عملکرد کسب و کار سازمان می باشد .بدون سرمایه مشتری، ارزش بازاری یا عملکرد سازمانی به دست نمی آید .سرمایه مشتری مستقیماً با عملکرد کسب و کار سازمان در ارتباط می باشد. رشد و توسعه سرمایه مشتری در گرو پشتیبانی از طرف سرمایه انسانی، ساختاری و نوآوری می باشد. (رمضان، مجید،1390،  148)

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1. تعیین ارتباط بین ویژگی مشارکت در کار وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

2.. تعیین ارتباط بین ویژگی انطباق پذیری سازمانی وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

3.. تعیین ارتباط بین ویژگی سازگاری سازمانی وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

4.تعیین ارتباط بین ویژگی رسالت وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

5.اولویت بندی ابعاد فرهنگ سازمانی در بانک مسکن

6.اولویت بندی ابعاد سرمایه فکری در بانک مسکن

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه ارتباط ی بین سرمایه ی فکری وفرهنگ سازمانی دربانک مسکن شعب جنوب غرب  تهران  با فرمت ورد