عنوان کامل پایان نامه :

  مطالعه ارتباط ی بین سرمایه ی فکری وفرهنگ سازمانی دربانک مسکن شعب جنوب غرب  تهران

شکل گیری جنبش سرمایه فکری

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

قبل از تغییر اقتصاد به سمت یک اقتصاد دانش بنیان، منابع اصلی ایجاد ارزش اقتصادی دارایی‌های ملموس[1] مانند زمین، کارخانه، ماشین آلات و تجهیزات و مواد خام تولید بودند. در اقتصاد دانش بنیان، منبع ایجاد ارزش دارایی‌های ناملموس[2] می‌باشد. سرمایه‌گذاری در پژوهش و توسعه، توسعه برند سازمانی و توسعه ظرفیت نیروی کار، رشد بیشتری نسبت به سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ملموس در تمام کشورها دارد (Ferrier, 2001).

به‌طورکلی، اولین موجی که در زمینه تحقیقات مربوط به سرمایه­های فکری ایجاد گردید، به اوایل دهه 1990 باز می­گردد (استاله و بونفور، 2008). بیشتر این کارها به شیوه­های مدل­سازی، اندازه­گیری و گزارش­دهی سرمایه­های فکری مربوط می­شدند. اهمیت این تحقیقات اولیه از دو جنبه مهم می باشد. اول این که اهمیت سرمایه­های فکری و تأثیر آنها در ایجاد ارزش در سازمان‌ها به شیوه مناسبی تشریح گردید و دوم، به تدریج ادبیات مشترکی در این زمینه میان محققین ایجاد گردید (استاله و بونفور، 2008).

اولین جرقه­های پدیداری مفهوم سرمایه فکری به سال‌های پایانی دهه1990 برمی گردد.«لیف ادوینسون» که به‌عنوان مدیر ارشد دانش(CKO) در شرکت سوئدی اسکاندیا مشغول به کار شده بود، پیشرو عنوان سرمایه فکری گردید و نشان داد که چگونه می­توان دارایی­هایی همچون سرمایه فکری، نوآوری­ها و رضایت مشتری را در ترازنامه شرکت‌ها وارد نمود. در سال 1997، او در کتابی که به‌گونه مشترک با میشائیل مالون به چاپ رساند به تعریف و تشریح سرمایه فکری پرداخت. در همین سال توماس استوارت کتاب «سرمایه فکری: ثروت جدید سازمان» را منتشر نمود که در آن ظهور عصر اقتصاد دانش را به روشنی به جهان کسب و کار نوید داده بود. پیتر دراکر نیز اظهار می کند که دیگر دانش مهم‌ترین راه‌حل می باشد. جهان دیگر جهان مواد اولیه، نیروی کار یا انرژی نیست. جهان دانش می باشد (به نقل از کارپ، 2003).

کاتاسوس و شامیناد (به نقل از کارپ، 2003) با تاکید بر اینکه اهمیت شرایط جدید ایجاد شده در جامعه دانشی کنونی انکار ناشدنی می باشد، مفهوم سرمایه­های فکری را از بسیاری جهات مفهوم جدیدی نمی­دانند. آنها عقیده دارند هنوز بعضی از صاحب­نظران مدیریت، IC را مانند بعضی از اختصار­های سه حرفی که در چند دهه گذشته پدید آمده و به تدریج از دور خارج شده­اند (مانند TQM،  JIT ، BPR) مفهومی وابسته به مد می­دانند.

آنها خواستگاه بحث­های مربوط به سرمایه­های فکری را نیمه اول قرن نوزدهم میلادی می­دانند. زمانی که عصر صنعتی در حال گذار به عصر دانشی بود. به این ترتیب دانش و سرمایه­های فکری به تدریج به منبع بسیار مهم تولید ثروت و قابلیت­های رقابت­پذیری تبدیل شدند. سرمایه­های فکری به‌عنوان مزیت سازمانی سازمان‌های دانش­محورتعریف می­گردد.

کاتاسوس و شامیناد به چالش­های اصلی در مدیریت سرمایه­های فکری پرداخته­اند: در درجه اول، مرزهای سازمان‌های دانش­محور در حال گسترش و کمرنگ شدن می باشد. این مساله به دلیل توسعه ارتباطات رخ   می­دهد و نتیجه آن، دشواری مدیریت سرمایه­های فکری به دلیل خاصیت جابه­جایی آنها و افزایش ابهام در تشخیص دقیق مصادیق و ابعاد این سرمایه­ها می­باشد. یکی از نتایج متضاد ایجاد شده میان مفاهیم قدیمی (مواردی همچون تاریخ، هزینه، رخدادهای مدیریتی، عملیات و صنعت) و مفاهیم جدید (مواردی زیرا آینده، ارزش، فرآیند، راهبرد و خدمات) مبحث سرمایه­های فکری بود.

کاتاسوس و شامیناد، تولد ادبیات مربوط به سرمایه­های ذهنی را به اواسط دهه 1990 مربوط می­دانند. تولد مفهوم سرمایه­های ذهنی، علاوه بر مطالعاتی که در دهه 1990 انجام گردید، مدیون مطالعاتی می باشد که در سازمان همکاری­ها و توسعه اقتصادی انجام گرفته می باشد (به نقل از کارپ، 2003).

در اوایل معرفی سرمایه­های فکری، تصویر رایجی که به‌عنوان استعاره جهت معرفی این مفهوم بهره گیری  می­شده، عبارت بوده‌می باشد از یک درخت سیب به همراه میوه­های قرمز یا سبز. علاوه بر اینکه سیب با مفهوم دانش در فرهنگ اروپایی گره خورده می باشد، ریشه­های درخت نیز به‌عنوان عوامل نامشهود (استعاره از سرمایه­های فکری) در ایجاد میوه­های درخت به شمار می­طریقه. مطالعات انجام شده در این حوزه، به تدریج یکی از مشخصه­های اصلی سرمایه­های فکری را مشخص نمود: ناملموس و نامشهود بودن (کارپ، 2003).

اهمیت سرمایه‌های فکری از دو دیدگاه مطرح می گردد: داخلی و خارجی. از دیدگاه خارجی سهامداران شرکت اطلاعات اندکی در مورد سرمایه‌های ناملموس شرکت به دست می‌آورند. این در حالی می باشد که همان‌گونه که تصریح گردید، شکاف میان ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت‌ها در سه دهه اخیر به شدت افزایش یافته می باشد. کسب و انتشار اطلاعات مربوط به سرمایه‌های ذهنی شرکت، باعث افزایش رقابت‌پذیری شرکت در بازار سرمایه خواهد گردید (کافمن و اشنایدر، 2004). گزارش ارائه شده توسط OECD در سال 2001، تاکید می کند که ثروت آینده کشورها، کاملاً در گرو فعالیت‌های دانش‌پایه آنهاست (OECD، 2001، به نقل از ادوینسون و دیگران،2005،73).

[1] . Tangible assets

[2] . Intangible assets

سوالات یا اهداف پایان نامه :

1. تعیین ارتباط بین ویژگی مشارکت در کار وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

2.. تعیین ارتباط بین ویژگی انطباق پذیری سازمانی وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

3.. تعیین ارتباط بین ویژگی سازگاری سازمانی وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

4.تعیین ارتباط بین ویژگی رسالت وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

5.اولویت بندی ابعاد فرهنگ سازمانی در بانک مسکن

6.اولویت بندی ابعاد سرمایه فکری در بانک مسکن

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه ارتباط ی بین سرمایه ی فکری وفرهنگ سازمانی دربانک مسکن شعب جنوب غرب  تهران  با فرمت ورد