مطالعه ارتباط ی بین سرمایه ی فکری وفرهنگ سازمانی دربانک مسکن شعب جنوب غرب  تهران

مروری بر ادبیات سرمایه فکری

2-1-1 مقدمه

سرمایه‌‌ی فکری، موضوع جدیدی می باشد که به لحاظ نظری در چندساله‌‌ی اخیر در سطح جهانی مطرح شده‌‌می باشد. اما از آن‌‌جایی‌‌که منبعی پر ارزش برای کشورها و سازمان‌‌ها به‌‌حساب می‌‌آید، اندازه رشد و توسعه‌‌ی آن به سرعت در حال تبدیل‌‌شدن به شاخصی در توسعه‌‌یافتگی کشورها می باشد. از سوی دیگر، این منبع نامشهود به‌‌عنوان‌‌‌‌ یکی از ارزش‌‌افزاترین منابع شرکت‌‌ها و سرمایه‌‌ای کلیدی در رشد کارآفرینی مطرح شده‌‌می باشد. از این‌‌رو، امروزه ضرورت توسعه‌‌ و مدیریت سرمایه‌‌ی فکری، به یک الزام جدی در سطح کلان ملی و در عرصه‌‌ی کسب و کار تبدیل شده‌‌و با حرکت به سمت اقتصاد دانش‌‌پایه منجر به تغییر پارادایم حاکم اقتصاد صنعتی شده‌‌می باشد. به گونه‌‌ای که می‌‌توان شاهد پدیداری اقتصادی مبتنی اطلاعات و دانش بود، که اساس و بنیان آن بر محور سرمایه‌‌ی فکری استوار می باشد. به تعبیری ساده شاید بتوان سرمایه‌‌ی فکری را بسته‌‌ای دانشی تشکیل‌‌شده از مجموعه‌‌ منابعی نامشهود و پنهان، اصول، فرهنگ، الگوهای رفتاری، قابلیت، شایستگی‌‌ها، ساختارها، ارتباطات، فرآیندها و پردازش‌‌های منجر به/منتج از دانش، به‌‌حساب آورد. اساس دانش برپایه‌‌ی برداشت‌‌های ذهنی استوار می باشد.برداشت‌‌های مختلف از پدیده‌‌های فیزیکی متمایز، منجر به بروز پدیده‌‌هایی ذهنی می‌‌گردد(قلیچ،1391 ،15).

در واقع پدیده‌‌های فیزیکی، تحت بازنمایی ذهنی در قالب ارتباط‌‌ای شناختی به شکل پدیده‌‌هایی ذهنی بازنمود می‌‌یابند. این ارتباط‌‌ی تبادلی شناختی، ارتباط‌‌ای می باشد که از قرن‌‌های گذشته برپایه‌‌ی رویکردهای فلسفی الگوهای تجربه‌‌گرای کلاسیک تا کانت، و از کانت تا فلسفه‌‌ی ذهن برنتانو، و از فلسفه‌‌ی ذهن و نظریه‌‌ی دانش برنتانو تا پدیدارشناسی هوسرل و یا رویکردهای پوزیتیویستی افرادی زیرا: فرگه، رایل، راسل، ویتگنشتاین و …، مورد توجه قرار گرفته می باشد. برای نمونه به باور کانت، ذهن از طریق فعالیت‌‌های ترکیب، تفسیر، استنتاج و داوری، دریافت، نظم و معنای خود را بر ماده‌‌ی خام اثرپذیری‌‌هایی حسی برجای می‌‌گذارد، که از این دریچه شناخت، آگاهی و در نهایت دانش شکل می‌‌گیرد. شناخت، آگاهی و دانشی که به‌‌عنوان مبنایی برای کنش‌‌های فردی و جمعی اقدام کرده، و دوباره از خلال بازخوردهای دریافتی از کنش‌‌ها، در مسیر تفسیر، توسعه و تکامل قرار می‌‌گیرد. این مسیر، در مطالعه تاریخی زندگانی بشری، از روایت هابیل و قابیل و یادگیری تدفین از کلاغ و اساطیر ابتدایی تا داستان قوم‌‌های مختلف در کتاب مقدس، شاهنامه و افسانه‌‌های منتقل‌‌شده در شکل‌‌های مختلف از نسلی به‌‌نسل بعدی، قابل شناسایی می باشد. روندی که درمراحل بعدی، ضرورت به کارگیری ابتکاراتی جهت ثبت، کسب، توسعه‌‌ و انتقال دانش را به‌‌عنوان ضرورتی برای بقا و برتری‌‌جویی میان ملل مورد توجه قرار داد. ابتکاراتی که در قالب لوح‌‌های سومری، آثار مکتوب یونانی، ریاضیات هندی، فنآوری چینی، سیستم‌‌های اطلاعاتی و حسابداری پارسی و آثار به‌‌جامانده از زندگی سایر اقوام وملل، همگی نمایانگر جریان آرامی از به‌‌کارگیری دانش می باشد(قلیچ، 1391 ،24).

به مرور زمان با توسعه‌‌ی صورت‌‌های نخستین‌‌ ارتباطات و تجارت میان ملل، شناخت و دانش از محیط پیرامون به‌‌عنوان‌‌‌‌ منبعی برای ایجاد فرصت‌‌های جدید بهبود زندگی و تجارت به‌‌حساب آمد. از طب و فلسفه گرفته تا استخراج آهن و طلا، چوب‌‌بری و کشاورزی همگی در نتیجه‌‌ی توسعه‌‌ی دانش در این دوران رشدیافته و فرصت‌‌های جدیدی را برای بشر فرآهم آوردند. فرصت‌‌هایی که برای پایداری، بیش از پیش مستلزم انتقال و رسمی‌‌سازی دانش بودند. از این‌‌رو، در این دوران کوشش‌‌هایی در جهت رسمی‌‌سازی و نشر دانش در قالب علوم به‌‌ اشکال توسعه‌‌یافته‌‌ی کتابت و یا نمونه‌‌های نخستین دانشگاه‌‌ها بروز نموده و گسترش پیدا نمود. توجه پادشاهان به دانشمندان در این دوره و کوشش در گردآوری آنها در مراکز حکومتی را شاید بتوان نخستین توجه‌‌ها به سرمایه‌‌ی انسانی به‌‌حساب آورد. در این دوران، اگرچه همچنان قطع درختان، استخراج منابع طبیعی و کشاورزی برای ایجاد ارزش مورد بهره گیری قرار می‌‌گرفت، اما در عین حال دانش به‌‌عنوان بستری برای کشف و گسترش فنون مختلف مورد بهره گیری قرار می‌‌گرفت. (محمدی، 1391 ،11).

با آغاز رنسانس و توسعه‌‌ی اهمیت‌‌دهی به علوم و رشد رویکردهای بشر‌‌محور، به‌‌ مرور در نظر داشتن‌‌ دانش فردی از شکل گسترش یافته‌‌تری برخوردار گردید. از سوی دیگر در نظر داشتن بشر در قالب رشد علم اقتصاد، تجارت و جامعه‌‌شناسی در سده‌‌های منتهی به انقلاب صنعتی، به‌‌‌‌بهبود تأثیر دانش در توسعه‌‌ی ابزار ایجاد ارزش کمک بیشتری نمود. برای نمونه، در اواخر قرن هفدهم نخستین کوشش‌‌ها در جهت محاسبه‌‌ی نیروی کار در ثروت ملی توسط ویلیام پتی انجام گرفت. این طریقه با آغاز انقلاب صنعتی در قرن هجدهم، از رشد افزون‌‌تری برخوردار گردید. در نظر داشتن ارزش سرمایه‌‌ی انسانی و نیروی کار توسط آدام اسمیت و یا طرح روش‌‌های ارزش‌‌گذاری سرمایه‌‌ی انسانی توسط ویلیام فارر تا متد هزینه‌‌ی تولید انگل، را می‌‌توان نمونه‌‌هایی از بروز توجهات جدید به سرمایه‌‌ی انسانی و به‌‌‌‌تبع آن بسترسازی برای ایجاد مفهومی جدید به‌‌‌‌نام سرمایه‌‌ی فکری دانست.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

1. تعیین ارتباط بین ویژگی مشارکت در کار وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

2.. تعیین ارتباط بین ویژگی انطباق پذیری سازمانی وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

3.. تعیین ارتباط بین ویژگی سازگاری سازمانی وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

4.تعیین ارتباط بین ویژگی رسالت وسرمایه ی فکری در بانک مسکن

5.اولویت بندی ابعاد فرهنگ سازمانی در بانک مسکن

6.اولویت بندی ابعاد سرمایه فکری در بانک مسکن

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه ارتباط ی بین سرمایه ی فکری وفرهنگ سازمانی دربانک مسکن شعب جنوب غرب  تهران  با فرمت ورد